تاريخچه حسابداری در جهان

 

حسابداری در جهان نزديک به ۶۰۰۰ سال قدمت دارد و تاريخ نخستين مدارک کشف شده حسابداری به ۳۶۰۰ سال قبل از ميلاد برمی گردد. بعبارت ديگر،حسابداری با تمدن همزاد است و به اندازه تمدن بشری قدمت دارد. در تمدنهای باستانی بين النهرين که قسمت اعظم ثروتهای جامعه در اختيار فرمانروا يا فرمانروايان بود. معمولا کاهنان که قشر ممتازی را در سلسله مراتب اجتماعی تشکيل می دادند و ظيفه نگارش را بطور اعم و نگهداری حساب درآمدها و ثروتهای حکومت را بطور اخص به عهده يا در واقع در انحصار داشتند و در عين حال به ثبت برخی از معاملات شهروندان نيز می پرداختند، از جمله در تمدن باستانی سومر ( Summer ) نظام مالی جامعی برقرار بود و کاهنان سومری علاوه بر نگهداری حساب درآمدهای حکومتی، به نحوی موجودی غلات، تعداد دامها و ميزان املاک حکومتی را محاسبه می کردند.

نخستين مدرک کشف شده حسابداری در جهان، لوحه های سفالين از تمدن سومر در بابل (Babylon)است و قدمت آن به ۳۶۰۰ سال قبل از ميلاد می رسد و از پرداخت دستمزد تعدادی کارگر حکايت دارد.

مدارک و شواهد بدست آمده از تمدن باستانی مصر (۵۲۵_۵۰۰۰ ق.م) حکايت از آن دارد که در اجرای طرحهای ساختمانی اين تمدن، نوعی کنترل حسابداری برقرار بوده که بهره گيری از نيروی کار هزاران هزار نفر را در امر ايجاد بنا و حمل و نقل مصالح ساختمانی در تشکيلاتی منظم، ميسر می کرده است، از تمدن مصر در دورانی که يونانيان و روميان بر آن تسلط داشتند نيز مجموعه های متعددی از حسابهای نوشته شده بر پاپيروس باقی مانده است.

شواهد و مدارک به دست آمده از يونان باستان نيز حکايت از استقرار کنترلهای حسابداری دارد. از جمله حساب معبد پارتنون در لوحه های مرمرين اکروپوليس حک و بخشی از ان هنوز هم باقی است.

سکه به عنوان واحد پول حدود ۷۰۰ سال قبل از ميلاد در ليدی( Lydia ) ابداع گرديد.(ليدی سرزمينی باستانی است که در آسيای صغير، کنار دريای اژه بين ميزی ( Mysia ) و کاری( Caria ) قرار داشت. کرزوس ( Croesus ) آخرين پادشاه آن از کوروش شکست خورد.) و به سرعت در تمدنهای آن زمان رواج يافت. در ازان عصر هخامنشی ، نظام مالی و پولی (نظام پولی بديعی توسط داريوش اول بر پايه طلا و نقره با رابطه مبادله ثابت پايه گذاری شد و سکه داريک به وزن ۸.۴۱ گرم در مقابل ۲۰ سکه نقره به نام "شکل" هر يک به وزن ۵.۶ گرم مبادله می شده است و بنابراين رابطه تبديل طلا به نقره به شکل جامع ومنسجمی بر قرار بوده و حساب درآمدها و مخارج حکومت به ريز و به دقت ثبت و ضبط و نگهداری می شده است.

در رم و يونان باستان حسابداری پيشرفته ای وجود داشته و نوعی حساب جمع و خرج تنظيم می شده است. يک جمعدار، يک مامور دولت و يا شخصی که محافضت پول يا دارايی ديگری به او محول بوده است در مقاطعی از زمان حساب خود را به اربابش پس می داده است. برای اين کار رو فهرست تفصيلی از دريافتها و پرداختها بر حسب پول، وزن يا مقياس ديگری تهيه می شد که جمع آن دو مساوی بود. فهرست پرداخت شامل مبالغ پرداختی، کالای فروخته شده و يا به مصرف رسيده در طول يک دوره بعلاوه مانده پول و کالايی بود که نزد جمعدار باقی مانده و بايد به ارباب تاديه می شد. اين نوع حسابداری تا قرون وسطی ادامه يافت. توجه داشته باشيد حسابداری باستانی تنها جنبه های محدودی از فعاليتهای مالی را در بر می گرفت و يا سيستم جامعی که کليه عمليات مالی حکومت را ثبط و ظبط کند و يا به نگهداری حساب معاملات تجاری بپردازد، فاصله بسياری داشت. بعبارت ديگر، از دوران باستان تا اواخر قرون وسطی تغييری اساسی در جهت تبديل حسابداری به يک سيستم جامع صورت نگرفت و تنها پيشرفت قابل ذکر گسترش دامنه نگهداری حساب برای عمليات گوناگون حکومتها و اشخاص بود.

از اوايل قرن سيزدهم "دولت_شهرها" و يا "شهر_جمهوريهاي" کوچکی خارج از سلطه پادشاهان و خوانين فئودال در ايتاليای کنونی پا گرفت که فضای سياسی_ اقتصادی مناسبی را برای رشد سوداگری فراهم آورد.بدين معنی که در اين جمهوريهای کوچک هيچ مانعی در راه تجارت آزاد، حتی تجارت با سرزمينهای دوردست وجود نداشت و استفاده از سرمايه به صورت سرمايه مولد يا سرمايه تجاری مانند کشتيها و ساير وسايل بازرگانی امکان پذير و متداول بود. علاوه بر اين، با رونق داد وستد، پول در مبادلات تجاری نقش گسترده يافت و اقتصاد پولی رواج يافت.

در قرون سيزدهم و چهاردهم همزمان با رشد بازرگانی، صنعت و بانکداری، پيشرفت زيادی در تکنيک نگهداری حساب بوجود آمد. بزرگتر شدن اندازه موسسات، رواج معاملات نسيه و استفاده از عوامل متعدد در کسب و کار موجب شد که ديگر يک شخص به تنهايی نتواند امر موسسه بزرگی را اداره کند و اين امر ابداع سيستم حسابداری کاملتری را ضروری ساخت.

گمان می رود که کاربرد قاعده جمع وخرج در مورد حساب صندوق نخستين گام در راه پيدايش سيستم نوين بوده باشد.

بدين معنی که صندوقدار در ازای وجوهی که دريافت می کرد بدهکار و در مقابل مبالغی که می پرداخت بستانکار می شد. اين قاعده در مورد حسابهای مشتريان نيز بکار می رفت و آنان در ازای وجوهی که قرض می گرفتند و يا کالايی که به نسيه می خريدند بدهکار و در مقابل وجوهی که می پرداختند بستانکار می شدند و بدين ترتيب مانده حساب آنها معين می شد. همين قاعده در مورد نگهداری حساب بستانکاران نيز بکار می رفت. در نيمه قرن سيزدهم حسابداران ايتاليايی متوجه اين نکته شدند که دريافت پول از يک بدهکار دو ثبت را ضروری می سازد. جنبه دريافت پول که بايد در حساب صندوق ثبت شود و جنبه پرداخت پول که بايد در حساب شخصی پرداخت کننده پول ثبت گردد. در اوايل قرن چهاردهم دو اصطلاح بدهکار و بستانکار ، يعنی دو واژه ايتاليايی دادن( dare ) و گرفتن(avere) کاملا متداول گرديد. پيشرفت تازه در قرن چهاردهم ابداع شکل دو طرفه حساب بود که در سمت چپ اقلام بدهکار و در سمت راست اقلام بستانکار، نوشته می شد و با اين کار چگونگی ثبتها آشکار می گرديد.

حسابداری جنسی با نگهداری حسابی جداگانه برای هر محموله از کالای خريداری شده آغاز گرديد و هر حساب در ازای خريد يک محموله کالا بدهکار و در مقابل حساب فروشنده يا حساب نقد بستانکار می شد.

سپس با فروش هر مقدار از کالای يک محموله، حساب مربوطه بستانکار و در مقابل حساب مشتری يا حساب نقد، بستانکار می گرديد تا اين که تمامی اجناس يک محموله به فروش برسد. اين کار يعنی بدهکار کردن حساب هر محموله از کالای خريداری شده به قيمت خريد و بستانکار کردن آن به قيمت فروش معمولا تفاوتی را ايجاد می کرد که به حساب سود و زيان نقل می شد. بدين ترتيب سيستم دفترداری دوطرفه به آرامی و در پی مجموعه ای از ابداعات پياپی در فاصله سالهای ۱۲۵۰-۱۳۵۰ ميلادی در چند جمهوری کوچک ايتاليا زاده شد و تکامل يافت و شهرهای فلورانس، ونيز و جنوا پيشرو اين تحول بودند. برخی از صاحبنظران دفاتر حساب بجا مانده از سالهای ۱۲۹۶ تا ۱۲۹۹ را نخستين دفاتر حساب دو طرفه کامل می دانند. برخی دسگر حساب دو طرفه کاملا متوازنی را که در سال ۱۳۴۰ ميلادی توسط پيشکار( steward ) شهر جنوا( Genoa ) تنظيم گرديده است. نحستين نمونه کامل دفاتر حساب دوطرفه ذکر می کنند. در هر حال، در آستانه قرن پانزدهم ميلادی در ايتاليا و ديگر کشورهای اروپايی، سيستم دفترداری دوطرفه بکار می رفته است.

گسترش فن دفترداری دوطرفه به سراسر اروپا مرهون انتشار کتاب رياضياتی است که لوکا پاچيولی (Luca Pacioli) به سال ۱۴۹۴ تاليف کرده است. پاچيولی کشيشی بود که در دانشگاههای جمهوريهای پروجا، ناپل، پيزا و فلورانس رياضيات تدريس می کرد و با انديشمندان بزرگ هم عصر خود از جمله پيرو دلا فرانسسکا ( piro della francedca )، لئون باتيستا آلبرتی ( Leon Battista Alberti ) و لئونارده داوينچی ( Leonardo da Vinci ) دوستی نزديک داشت. مطالب کتاب رياضيات مزبور را پاچيولی نوشت و شکلهای آن را داوينچی ترسيم کرد.

بخشی از اين کتاب شامل چند فصل به حسابداری اختصاص داشت که نخستين توصيف مدون از سيستم حسابداری دوطرفه است. در اين بخش از کتاب، پاچيولی با استفاده از منابع و روشهای موجود سه دفتر اصلی حساب را به ترتيب زير تشريح می کند:دفتر باطله ( Waste Book ) (در ايران اين دفتر را دفتر کپيه يا مسدوده هم ناميده اند.)که خلاصه معاملات تاجر به ترتيب تاريخ وقوع در آن ثبت می شد. دفتر روزنامه ( Journal )که در آن مطالب دفتر باطله تلخيص و بر حسب بدهکار و بستانکار ثبت می گرديد. دفتر کل ( Ledger )حاوی حسابهای واقعی که ثبتهای دفتر روزنامه به آن نقل می گرديد. پاچيولی لهميت کاربرد پول را بعنوان مقياس مشترک سنجش اقلام مختلف به درستی دريافته بود و بر لزوم تاريخ گذاری معاملات و عطف متقابل دفاتر به يکديگر تاکيدی بجا داشت. با اين حال، وی درباره دوره مالی، تهيه تراز آزمايشی، تهيه صورت سود و زيان، بستن حساب سود و زيان به حساب سرمايه و تهيه ترازنامه مطلبی ندارد و تنها درباره طرز بستن و لزوم موازنه کردن حسابها به هنگام نقل حسابها از دفاتر قديمی به دفاتر جديد توضيحات نسبتا کاملی داده است. همچنين پاچيولی بين اموال شخصی تاجر و اموال تجارتخانه تمايزی نگذاشته و درباره نگهداری حساب داراييهای ثابت نيز مطلبی ندارد.رساله پاچيولی (که او را پدر علم حسابداری می نامند) به علت سادگی، روانی و ارزشهای عملی در طول قرنهای پانزدهم و شانزدهم به اغلب زبانهای اروپايی ترجمه شد و حسابداری دوطرفه تا اواخر قرن هفدهم در اغلب کشورهای اروپايی رواج يافت.

 

 

 

البته اگر بخواهيم بنيانگذاران اصلی علم حسابداری دقيق تر مشخص کنيم بايد ماورا آنچه در کتب غربی برای بزرگ کردن کار پاچيولی بيان شده است، به سوابق تاريخی سالها پيش از لوکاپا چولی برگرديم، خوارزمی، دانشمند معروف ايرانی برای اولين بار در باره مفهوم صفر ، شيوه نگارش نشانه‌ای اعداد و شمارش دهدهی در رساله " جبر و مقابله " توضيحاتی را داد و جالب است بدانيد سيستم دهدهی کنونی در واقع ترجمه اين رساله است که بوسيله لئونارد فيبوناچی در ايتاليا انجام گرفت و از آن طريق عالمگير شد. از سوی ديگر، محمدبن محمد ابوالوفای بوزجانی در قرن دهم ميلادی يعنی پنج قرن قبل از لوکاپاچولی رساله ای به نام ضروريات علم حسابداری برای کاتبان و کاسبان نوشت که راهنمای خوبی در حساب عملی بود. اما متأسفانه پژوهشی درباره اين کتاب صورت نگرفت ] اميد است تا به همت شما دانشجويان و محققان ارجمند تحقيقی در اين خصوص انجام شود و اثبات گردد که بنيانگذار علم حسابداری جهان اين دانشمند بوده است .

 

 

 

 

از قرن شانزدهم تا اوايل قرن نوزدهم تحول بنيادی در حسابداری بوجود نيامد، تنها تغيير اساسی تئوری جديدی بود که توسط استوين ( Simon Stevin ) هلندی در اواخر قرن شانزدهم عنوان شد. بر اساس اين تئوری در هر معامله در مقابل هر بدهکار بايد يک بستانکار وجود داشته باشد. استوين همچنين ضرورت تفکيک اموال موسسه را از اموال شخصی صاحب سرمايه مطرح و لزوم نگهداری حسابی جداگانه برای سرمايه را نيز عنوان کرد. تغييرات ديگری که در اين فاصله در دفترداری رخ داد عبارت بود از ايجاد ستونهای فرعی در دفاتر روزنامه و کل، منسوخ شدن دفتر باطله و جايگزينی اسناد و مدارک مربوط به معاملات (مانند فاکتور خريد و فروش) به جای آن. حسابداری جنسی نيز در اين فاصله بهبود يافت و سود و زيان هر محموله محاسبه و به حساب سود و زيان نقل می گرديد. تا سال ۱۸۰۰ ميلادی موازنه کردن حسابها در پايان سال، تهيه صورت سود و زيان و ترازنامه معمول شد اما جز برای نگهداری سوابق فعاليتهای موسسه استفاده ديگری نداشت.

سيستم دفترداری دوطرفه که گوته ( Goethe ) انديشمند بزرگ آلمانی آن را يکی از زيباترين ابداعات بشری می داند، مجموعه منسجمی را فراهم آورد که کليه معاملات و رويدادهای مالی ثبت، سود هر فعاليت تجاری تعيين و اموال شخصی تاجر از اموال تجارتخانه يا موسسه تجاری تفکيک گرديد.
ابداع و تکامل سيستم دفتر داری دوطرفه اولا سوداگريهای بزرگ مانند فرستادن کشتيهای عظيم حامل کالاهای گوناگون به نقاط مختلف جهان را با مشارکت بازرگانان و افراد متعدد، تسهيل کرد، زيرا با کاربرد آن سرمايه گذاری هر يک از مشارکت کنندگان در يک فعاليت سوداگرانه که معمولا به صورت کالا و اجناس گوناگون بود به سهولت بر حسب پول (سکه) اندازه گيری و حساب ان جداگانه نگهداری می شد و در خاتمه فعاليت نيز کالا و طلا و نقره ای که کسب شده بود، بر حسب پول قابل تقويم و محاسبه می شد و در نتيجه تعيين سهم هر يک از مشارکت کنندگان از کل درآمد حاصل به سادگی امکان پذير می گرديد.

ثانيا حسابداری دو طرفه، با فراهم ساختن امکان تفکيک اموال شخصی تاجر از اموال تجارتخانه، تشکيل شرکتهای تجارتی را با مشارکت چند نفر عملی کرد، زيرا با کاربرد آن، نگهداری حساب جداگانه سهمالشرکه هر يک از شرکا در سرمايه شرکا امکان پذير و سهم آنان از کل دارايی شرکت و منافع حاصل از فعاليت تجاری قابل اندازه گيری و محاسبه شد. اين امکان، مشارکت صاحبان سرمايه ای را که خود به کار تجارت نمی پرداختند نيز عملی ساخت و بديت ترتيب رشد و توسعه بنگاهها و موسسات تجاری را تسريع کرد.

به رغم تحولات شگرف اقتصادی_ اجتماعی و دگرگونی و پيچيدگی و توسعه معاملات و سازمانهای تجارتی از قرن شانزدهم تا عصر حاضر، عناصر اصلی سيستم دفترداری دوطرفه همچنان بدون تغيير باقی مانده است. دليل بقای اين سيستم در طول پنج قرن در سادگی اصول، انعطاف پذيری و قابليت ان در ثبت، انتقال و گزارش اطلاعات بسيار متنوع، در قالب صورتهای مالی قابل رسيدگی است.

 

  • انقلاب صنعتی

سسيتم ثبت دوطرفه که به اعتبار ابداع ان در ايتاليا، سيستم حسابداری ايتاليايی نيز ناميده می شود به سرعت در سراسر اروپا رواج يافت و در طول قرن هجدهم تقريبا کليه موسسات مالی و تجاری بزرگ، اين شيوه حسابداری را بکار می بردند. اما اروپای قرن هجدهم آبستن تحولاتی شگرف بود. انقلاب صنعتی در نيمه دوم اين قرن آغاز و تا پايان نيمه اول قرن نوزدهم تداوم يافت و تحولات و تغييرات وسيع اقتصادی و اجتماعی را در پی داشت. اين تحول بنيادين بر تمامی عرصه های زندگی فرعی و اجتماعی مردم اروپا اثر گذاشت و مناسبات اقتصادی_ اجتماعی و سياسی جوامع اروپايی را دگرگون کرد و از طريق اين قاره به سراسر جهان راه يافت و آثار مفيد و زيانبار بسياری به جای گذاشت.
بارزترين عرصه تحول در انقلاب صنعتی، قرار گرفتن ماشين در خدمت توليد بود که شيوه توليد را از توليد دستی به توليد کارخانه ای متحول کرد.

پيدايش و رشد کارخانه های بزرگ و کوچک با توانايی ساختن کالاهای همسان به مقدار زياد، از يک سو به زوال صنايع دستی، روستايی و خانگی در مدت کوتاهی انجاميد و از سوی ديگر، رقابت بين کارخانه داران را ايجاد کرد.

حسابداری صنعتی ابتدا بيشتر به گزارش بهای تمام شده محصولات بر مبنای اطلاعات مالی گذشته تاکيد داشت و در پيش بينی اينده از حدس وگمان فراتر نمی رفت. اما بزرگتر شدن کارخانه ها و پيچيده تر شدن روشهای توليد و در نتيجه افزايش توليدات، رقابت بين واحدهای صنعتی را برای تسلط بر بازارهای پيوسته ملی و همچنين رقابت در عرضه توليدات به بازارهای جهانی تشديد کرد و اداره موسسات بزرگ پيچيده به پيدايش مفهوم مديريت علمی انجاميد. مديريت علمی، روش برخورد منظم و منطقی با مسائل به منظور يافتن بهترين راه برای انجام هر کار است.

وجود رقابت، نياز به آگاهی از بهای تمام شده محصول را ايجاب نمود و در پاسخ به اين ضرورت نوعی دفترداری صنعتی يا دفترداری هزينه يابی که بعدها حسابداری صنعتی ناميده شد، ابداع گرديد. علاوه بر اين، در گذر زمان تکنيکهای گزارش اطلاعات مالی برای تصميم گيريهای مديريت تکامل يافت و با ارائه و توضيح مدلهای مقداری، امکان اتخاذ تصميمات درست بر اساس اطلاعات موجود، تسهيل گرديد. امروزه اين رشته از حسابداری به معنای اعم حسابداری مديريت ناميده می شود.

 

  • بازار سرمايه و شرکتهای سهامی

با بزرگتر شدن شرکتها نياز به توسعه و همچنين سرمايه بيشتر احساس شد. لذا با بهره گيری از دو دستاورد بزرگ و مفيد سرمايه داری صنعتی يعنی سازماندهی و همکاری، موجبات رشد، توسعه و تکامل شرکتهای سهامی فراهم و با سازمان يافتن بازار سرمايه، تامين مالی طرحهای بزرگ صنعتی امکان پذير شد.

بازار سرمايه و شرکتهای سهامی اين امکان را فراهم آورد که تعداد زيادی از صاحبان سرمايه، با سرمايه های کوچک و بزرگ در يک واحد اقتصادی مشارکت کنند و به اين ترتيب مشکلات تامين سرمايه های کلان برای ايجاد ساختمان، خريد ماشين آلات و احداٍ تاسيسات يک کارخانه بزرگ يا طرح بزرگ صنعتی برطرف گرديد. در عين حال، محدوديت مسوليت صاحبان سهام به مقدار سرمايه ای که در شرکت گذاشته اند و قابليت انتقال سهام، به رونق سرمايه گذاری و گسترش بازارهای سازمان يافته سرمايه انجاميد.

در ادامه فرايند رشد و توسعه شرکتهای سهامی، هيئت مديره شرکتهای سهامی بزرگ، کار مديريت اجرايی را به مديران موظفی که برای اداره امور شرکت بر می گزينند محول و خود به تعيين خط مشی های اجرايی شرکت و نظارت بر کار مديران می پردازند. اين تحول، گروه تازه ای از مديران کارآزموده حرفه ای را پديد آورد که در سرمايه موسساتی که اداره می کنند سهمی ناچيز دارند يا اصولا سهمی ندارند، بدين ترتيب غالبا مديريت موسسات از مالکيت آنها تفکيک و متمايز گرديد.

سازمان جديد سرمايه، نقش شرکتهای سهامی و بورسهای اوراق بهادار بعد تازه ای به حسابداری بخشيد و آن لزوم ارائه گزارشهای مالی به سهامداران برای آگاه کردن آنان از چگونگی اداره سرمايه هايشان، ارزيابی عملکرد و سنجش کارايی مديران و گردانندگان شرکت و بالاخره آينده سرمايه گذاريشان بود.

 

  • حسابداری حرفه ای و حسابرسی

افزايش موارد استفاده و شمار استفاده کنندگان از اطلاعات مالی، وظيفه حسابداران را از رفع نيازهای معدودی صاحب سرمايه به پاسخگويی به نيازهای مراجع و گروههای متعدد ذينفع و ذيعلاقه، ارتقا داد و به آن نقشی اجتماعی بخشيد. وظيفه نوين حسابداری را حسابداران شاغل در موسسات نمی توانستند به تنهايی انجام دهند زيرا وجود رابطه استخدامی مستقيم آنان را به پذيرش نظرات مديران واحدهای اقتصادی در تهيه صورتهای مالی ناگزير می کرد و از طرفی اشتغال آنان در موسسات، نوعی جانبداری طبيعی از آن موسسات را در پی داشت.

حال آنکه صورتهای مالی بايد نيازهای گروههای مختلف استفاده کننده با علائق و منافع متفاوت و احتمالا متضاد را برطرف می کرد.

برای آن که گروههای مختلف استفاده کننده بتوانند به صورتهای مالی تهيه شده توسط موسسات اعتماد بيشتری نمايند، حسابداران خبره ای انتخاب شدند و وظيفه يافتند که با رسيدگی به مدارک اسناد و حسابها هر گونه تقلب و سوء استفاده را کشف و نسبت به صورتهای مالی بی طرفانه اضهار نظر کنند و اين کار حسابرسی ناميده شد.

حسابرسی به معنای عام يعنی رسيدگی به حسابها از لحاظ کشف تقلب و سو استفاده سابقه طولانی دارد و در طول تاريخ هميشه نوعی حسابرسی در موسسات دولتی و خصوصی وجود داشته است، اما حسابرسی به معنای نوين يعنی رسيدگی و اظهار نظر نسبت به صورتهای مالی به دنبال رشد و پيدايش شرکتهای سهامی که در ان مسوليت سهامداران محدود به مقدار سرمايه ای بود که در شرکت گذاشته بودند، بوجود آمد و زادگاه آن انگلستان است.

اما تغيير شگرفی که اکنون در جريان است، تحول حسابرسی از حسابرسی مالی به حسابرسی جامع است که در آن علاوه بر رسيدگی و گزارش نسبت به صورتهای مالی واحد مورد رسيدگی، عمليات و معاملات آن از لحاظ رعايت سياستهای مقرر شده توسط مراجع تصميم گيرنده ( مانند مجمع عمومی) و رعايت قوانين و مقررات حاکم بر فعاليت واحدهای اقتصادی رسيدگی می شود و کارايی مديريت واحد مورد رسيدگی از لحاظ چگونگی استفاده از منابع موجودد و نحوه اجرای برنامه و عمليات ونتايج حاصل از ان سنجيده و گزارش می شود. اين گونه حسابرسی که جنبه اخير آن حسابرسی مديريت ناميده می شود عمدتا در مورد شرکتهای بزرگ که منابع کلان و حيطه فعاليت گسترده ای دارند و مديريت آن از مالکيت سرمايه جداست در پاسخ به ضرورت ارزيابی عملکرد مديريت اين گونه موسسات توسط متخصصين با صلاحيت (حسابداران و متخصصينی از رشته های ديگر) اجرا می شود و چشم انداز تکامل حسابداری حرفه ای است.