فرصتهای شغلی پیش روی فارغ التحصیلان حسابداری

ممکن است با خود فکر کنید که همه حسابداران کار یکسان و مشابه هم انجام می دهند. اما واقعیت چیز دیگریست. کارهای تخصصی مختلف و متعددی در حسابداری وجود دارد  که در ادامه با این مشاغل حرفه ای که یک فارغ التحصیل رشته حسابداری می تواند  بطور تخصصی در آن زمینه ها به ایفای نقش بپردازد، آشنا می شوید. این مشاغل عبارتند از:

  • حسابدار مالی

  • حسابدار صنعتی

  • حسابرس

  • حسابدارمالیاتی

  • حسابرس مالیاتی (ممیز)

  • حسابدار دولتی

 

حسابدار مالی[1]

اين نوع از حسابداري را مي توان "حسابداري گزارش" نيز ناميد. زيرا هدف اصلي در اين نوع از حسابداري، تهيه صورتهاي مالي مي‌باشد كه مورد نياز استفاده كنندگان است. کارحسابداری مالی، نگهداری اسناد و مدارک مربوط به رویدادهای مالی، تجزیه و تحلیل رویدادهای مالی، ثبت رویدادهای مالی در دفاتر قانونی و سیستم کامپیوتری حسابداری شرکت و در نهایت تهیه گزارشات مالی (اعم از محاسبه حقوق و دستمزد پرسنل شرکت، صورتهای مالی، اظهارنامه مالیاتی و ... ) است. لذا ضروری است که حسابدار مالی علاوه بر آشنایی با قوانین مرتبط نظیر قانون مالیاتهای مستقیم و قانون کار و تامین اجتماعی، اشراف کافی بر استانداردهای حسابداری ایران که رعایت آنها در تهیه گزارشات مالی الزامی است، داشته باشد. حسابدارانی که ازتجربه و سابقه کارمکفی و دانش خوبی در زمینه حسابداری مالی برخوردارند، می توانند به عنوان مدیر مالی[2] شرکت ها، ایفای نقش کنند. برخی از وظایف حسابدارن مالی شرکتها به شرح زیر است:

  • کنترل صحت مدارک ضمیمه اسنادحسابداری

  • کنترل محاسبات دریافت ها و پرداخت ها .

  • ثبت رویداد های مالی در دفاتر قانونی (اعم از دفتر روزنامه و کل) و سیستم کامپیوتری حسابداری شرکت.

  • صحت سرفصل (کد ) آرتیکل های اسناد حسابداری صادره.

  • کنترل گردش و مانده حسابها.

  • - طبقه بندی حسابها ـ ودرصورت نیاز ـ طبقه بندی گروه کالاها وکدینگ مربوط به موجودیها و انبار، براساس سیستمهای مکانیزه وپیشنهاد تغییر یا تهیه نرم افزاری مالی.

  • پیگیری تسویه حساب با بدهکاران .

  •  پیگیری ضمانت نامه ها و اسناد تضمینی .

  • بستن حسابهای پایان دوره مالی .

  • ارائه گزارش واعلام به موقع هرگونه محدودیت در انجام امور محوله و یا هرگونه نقطه ضعف در روشهای اجرائی ، بهمراه پیشنهادات اصلاحی ، به مدیر مالی.

برخی از وظایف مدیر مالی شرکت به شرح زیر است:

  • سازماندهی به منظور انجام وظایف مختلف امور مالی شـرکت .

  • ارائه پیشنهادات وسیاستهای اعتباری و وصول مطالبات ونظارت برحسن اجرای آنها.

  • تهیه و تنظیم خط مشی ها، دستورالعملها، روشها و رویه های مالی و تهیه و طراحی فرم های مورد نیاز، بمنظور ایجاد هماهنگی در انجام امورمالی  واحدهای مختلف.

  • برنامه ریزی وکنترل اقلام به منظور اداره دارائیها وسرمایه در گردش شـرکت و تامین اعتبار مورد نیاز واحد های مختلف بر اساس بودجه سالانه.

  • پیش بینی، طرح ریزی و ارائه بودجه  دوره ای شرکت براساس برنامه ها، پروژه ها وسفارشات ونیازهای اعلام شده واحدهای مختلف واستراتژی اعلام شده ازسوی هیئت مدیره

  • تامین مالی و اعمال مدیریت بر وجوه نقد و سایر داراییهای پولی و کنترل نقدینگی (اخذ تدابیر لازم به منظور جذب نقدینگی و اعلام نظر در مورد چگونگی جذب آن از طریق استقراض، تسهیلات، افزایش سرمایه یا فروش دارائ.)

  • کنترل سود و برنامه ریزي سرمایه گذاري

  • اخذ تدابیر لازم جهت حفاظت و نگهداری اموال و داراییها.

  • اتخاذ تدابیر لازم درخصوص پوشش مناسب بیمه اي.

  • تهیه  صورتهای مالی شرکت

  • دریافت گزارشهای مالی از واحدها، پروژه ها و سایر مدیریت ها وبررسی و اظهارنظر درخصوص آنها و تحلیل مغایرتها

  • اعمال نظارت وکنترل به منظور حسن اجرای قوانین، مقررات، دستورالعملها وبخشنامه های مالی در واحد های مختلف

  • کنترل و نظارت بر حسن اجرای شرح وظایف پرسنل حسابداری .

  •  پیگیری گشایش اعتبارات اسنادی و سفارشات خارجی .

  • هماهنگی و همکاری با حسابرسان شرکت بمنظور شفاف سازی و رفع ابهام از حسابها و اسناد و ارتقاء کیفی  گزارشات ارائه شده توسط آنها

 

حسابدار صنعتی(حسابداری بهای تمام شده)

همزمان با انقلاب صنعتی ورونق تولید، نیاز به محاسبه قیمت تمام شده کالاهایی که کارخانجات تولید می کردند بیش از پیش احساس شد. زیرا قیمت تمام شده، مبنای خوبی برای قیمت گذاری کالا و خدمات شرکتها بشمار می رود. براین اساس شاخه  جدیدی از خدمات حسابداری  به نام حسابداری صنعتی[3] بوجود آمد. شاید به کار بردن واژه "صنعتی" برای این نوع حسابدار به دلیل کاربرد گسترده آن در کارخانجات و صنایع مختلف در جهان باشد. اما حقیقت این است که واژه مناسب تر برای این نوع خدمات حسابداری"حسابداری بهای تمام شده" است. زیرا این نوع حسابداری  مختص به شرکتهای تولیدی نیست و در شرکتهای خدماتی (نظیر بانکها، شرکتهای بیمه، عمده فروشیها، شرکتهای حمل و نقل، شرکتهای هواپیمایی، دانشگاهها و بیمارستانها) نیز  استفاده می گردد. برای مثال در یک بیمارستان کنترل هزینه ها و تعیین بهای تمام شده هزینه های بستری شدن و درمان یک بیمار، با استفاده از حسابداری بهای تمام شده صورت می پذیرد.

حسابدار صنعتی، وظیفه جمع آوری اطلاعات مربوط به عوامل هزینه (اعم از مواد اولیه مصرفی درتولید محصول، دستمزد و سایر هزینه های مربوطه) و محاسبه بهای تمام شده محصولات و خدمات را بر عهده داشته و با تجزیه و تحلیل گزارشها و بررسی روشهای مختلف تولید، روشهای تقلیل بهای تمام شده تولید را بیان می کند. در واقع حسابداری بهای تمام شده یک ابزار بسیار مهم در اختیار مدیریت می باشد تا مدیران را در برنامه ریزی، کنترل و نظارت و بررسی نتایج فعالیتها، یاری نماید. مدیران اگر گزارشات دقیق و صحیحی از عوامل هزینه نداشته باشند در تصمیم گیری خود در جهت افزایش تولید یا سایر تصمیم گیریها و راه انجام تصمیمات خود با مشکل مواجه خواهند شد. برخی از اهم وظایف حسابدار مدیریت به شرح زیر است:

  • دريافت بهنگام اطلاعات (فرمها ، اسناد و مدارك ) ، ‏گزارشات روزانه و دوره اي از بخش توليد يا واحدهاي توليدي و انجام ‏كنترلهاي لازم بر حسب مورد.

  •  بررسی صحت اطلاعات موجود در دايره گزارشات و بهاي تمام شده ‏كه بر مبناي آن اسناد قيمت تمام شده دوره اي تهيه مي گردد .

  •  انجام محاسبات قيمت تمام شده  محصولات و خدمات ، ضايعات و .. ‏

  • بررسی نتايج حاصل از فعاليت مراكز توليدي مختلف و تجزيه و تحليل ‏مغايرات احتمالي

  •  تهيه صورت قيمت تمام شده توليد سفارشات و پروژه هاي در ‏جريان.

  •  ايجاد هماهنگي هاي لازم با واحد سرپرستي انبار ، معاونت توليد و ‏تعميرات و ساير واحدهاي شركت جهت اخذ اطلاعات.

  • حصول اطمينان از به روز بودن و صحت اطلاعات پرونده استانداردهاي توليد ‏و در صورت نياز اعلام تجديدنظر در آنها به واحد مهندسي وبرنامه ريزي .‏

  • گردآوري اطلاعات مورد نياز جهت تهیه و تنظيم گزارشهای مديريت و ارائه بهنگام آنها.

  • تهيه گزارش های توجيهي طرحها و پروژه ها  و سایر امور محوله

‏لازم به ذکر است که یک سطح بالاتر از حسابداری صنعتی وجود دارد که از آن با عنوان  "حسابداری مدیریت[4]" یاد می شود. دامنه کاربرد حسابداري مديريت  در تمامي فعاليت‌هاي فرآيند مديريت در تمامي سازمانهاي تجاري گسترده است و بخشي جدا نشدني از فرآيند مديريت، جهت تهيه و ارائه اطلاعات لازم براي برنامه‌ريزي، ارزيابي، کنترل و تصميم‌گيري می باشد.

تفاوت بین حسابداري مديريت و حسابداری مالی در اين است كه حسابداري مالي، هدف اصلي اش گزارشگري به استفاده كنندگان "برون سازماني" است و در اين گزارشات اطلاعات مالي و بر حسب ریال ارائه مي شود كه مربوط به گذشته اند و در تهيه اطلاعات نيز "استانداردهاي حسابداري" بايد رعايت شود. از سوي ديگر نوع و فرمت صورت هاي مالي، مشخص است. اما حسابداري مديريت، هدف اصلي اش گزارشگري "درون سازماني" است و در اين گزارشات كليه اطلاعات مربوط اعم از مالي و غيرمالي ارائه مي شود و در تهيه گزارشها از استاندارد خاصي پيروي نمي شود و نيز فرم ونوع گزارشات ارائه شده، از قبل تعيين شده نيست و بيشتر آينده نگر است.زيرا اين ديدگاه وجود دارد كه مدير بايد  به مانند يك راننده متبحر شركت را با توجه به آنچه در شيشه جلو مي بيند و نيز پيش بيني حركت اتومبيل هاي جانبي و عقبي، كنترل و هدايت كند، نه اينكه فقط به آيينه ها نگاه كند و وقايع پشت سرگذاشته شده(اطلاعات حسابداری مالی) را بنگرد.

 

حسابرس

حسابرسی[5]، به مفهوم اعم کلمه، عبارت از هرگونه رسيدگی است که به منظور تأیيد يا اظهارنظر نسبت به درستی هرگونه مدارک و اسناد مالی، توسط شخصی مستقل از تهيه کننده يا تهيه کنندگان آن مدارک و اسناد به‌عمل آيد. چنين رسيدگی علاوه بر تجزيه و تحليل مدارک و اسناد موردنظر و تطبيق آنها با مستندات اوليه، طبعاً شامل تحقیق در خصوص چگونگی معاملاتی است که اسناد و مدارک مذکور نشان دهنده نتايج حاصله از آنها است و به‌طور کلی هرگونه اقدامی که برای نيل به هدف فوق لازم باشد را در بر می گیرد.

درپشت اين تعريف، دنيای حرفه ‌ای گسترده‌‌ای وجود دارد. در سيستم اقتصادی امروز، انتقال و گزارش اطلاعات مالی و اقتصادی صحيح به مراکز تصميم‌گيری دارای اهميتی شگرف است. يکی از خصوصيات اين اقتصاد گسترده، وجود سازمان‌های بزرگ دولتی و خصوصی است که با سرمايه‌های هنگفت، فعاليت‌های اقتصادی بخصوصی را در يک منطقه يا در سرتاسر کشور و يا حتی در اقصی نقاط جهان اداره می‌کنند. برای مديرانی که در رأس اين سازمان‌های وسيع‌ قرار دارند امکان نظارت بر تمام جزئيات کار در کارگاه‌ها و ادارات و شعب چنين مؤسسات بزرگی وجود ندارد. بنابراين ناچار هستند داوری خود را نسبت به نيک و بد جريان امور، و همچنين تصميماتی که در رابطه با طرح‌ها و برنامه‌های آينده اتخاذ می‌کنند، بر مبنای گزارش‌های مالی و اطلاعات ديگری که از ناحيه دستگاه و يا خارج از آن به‌دست آنها می‌رسد، بنيان نهند.

همچنين سهام‌داران خُرد و درشت که احتمالاً اندوخته‌های ساليان دراز خود را در اختيار شرکت‌های سهامی گوناگون می‌گذارند، برای آگاهی از چگونگی اداره سرمايه‌های خود و اطمينان از درستی عمل و کارآئی مديران و گردانندگان امور اين شرکت‌ها، وسيله ديگری جز صورت‌های مالی و گزارش‌های ساليانه هيئت مديره و توضيحاتی که ممکن است در مجمع عمومی در اختيار سهام‌داران قرار داده شود، ندارند. دولت نيز که سهمی عمده از منابع مالی ملی را به‌صورت‌های گوناگون برای انجام وظايف و برنامه‌های خود به مصرف می‌رساند، از بررسی اطلاعات مالی و آماری برای اطمينان از درستی پيدايش ومصرف اين منابع و وجوه، بی‌نياز نيست. به‌علاوه، قسمت عمده درآمد داخلی دولت از طريق وصول ماليات بر درآمد شرکت‌ها و ساير اشخاص حقوقی و دارندگان مشاغل و مؤسسات به‌دست می‌آيد. طبيعی است که در اين زمينه هم دولت به اخذ و تحصيل گزارش‌های دقيق مالی مربوط به اين مؤسسات و اشخاص نياز دارد.  به نظر شما چه کسی می تواند بگويد اطلاعات مالی که به‌صورت ترازنامه‌ها و صورت‌ سود و زيان و ساير گزارش های ديگر و انواع و اقسام جداول اطلاعاتی پيوست آنها، درست است و می‌توان به آن اعتماد داشت و روی آن حساب کرد؟ نظام اقتصاد جهان امروز بر مبناء مطالعه عميق فعاليت‌های صنايع و مؤسسات بازرگانی و خدماتی و اطلاع دقيق از ارقام مربوط به نتايج حاصله از اين فعاليت‌ها استوار است. موفقيت و بهبودی اقتصاد کشور، چه در جريان فعاليت‌های روزانه و چه در اجراءبرنامه‌های بلند مدت، منوط به گزارش صحيح اطلاعات مالی است. چگونه بايد نسبت به درست بودن يا حداقل قابل‌قبول بودن اين اطلاعات مالی و محاسبه صحيح اين همه آمار و اعداد و ارقام اطمينان لازم حاصل شود؟

بخش عمده از پاسخ به اين سؤال‌ها مربوط به وظيفه‌‌ای است که حسابرس[6]  در امر رسيدگی به اين گزارش‌ها و اطلاعات و آمار ايفاء می‌کند.

امروزه در بسياری از کشورهای جهان "صورت‌های مالی حسابرسی شده" وسيله مناسبی برای نقل و انتقال و ابلاغ اطلاعات صحيح و به موقع مالی در خصوص مؤسسات و شرکت‌ها و بانک‌ها و حتی اشخاصی نظیر مقاطعه‌کاران و دستگاه‌های دولتی و در نهايت خود دولت، تلقی می‌شود. منظور از صورت‌های مالی حسابرسی شده، ترازنامه و صورت سود و زيان و ساير صورتهای مالی و  يادداشت‌های همراه است که به وسيله يک يا چند حسابرس مستقل مورد حسابرسی قرار گرفته و عقيده حرفه‌ای اين حسابرس يا حسابرسان نسبت به انطباق با استانداردهای حسابداری ایران و  قابل اتکا بودن آنها، طی گزارشی موسوم به گزارش حسابرس، ابراز شده باشد .شاغلان حرفه حسابرسی را می توان  به دو گروه اصلی تفکيک نمود: الف- حسابرسان داخلی، ب- حسابرسان خارجی.

الف- حسابرس داخلی[7]: اين گروه از حسابرسان، عموماً کارمندشرکتی هستندکه حسابهای آن مورد رسيدگی است و در واقع رابط ميان هيات مديره و شرکت بوده و گزارش رسيدگی خود را به طور هفتگی، ماهانه يا سالانه به مديرعامل و هيات مديره ارائه می‌دهند. اين گروه از حسابرسان عمليات داخل واحد اقتصادی را رسيدگی می‌کنند و کنترلهای داخلی شرکت را مورد ارزیابی قرار می دهند و نقص های موجود را به همراه راهکارهای برای برطرف کردنشان به مدیرعامل شرکت گزارش می دهند. 

ب-حسابرس مستقل[8] اين گروه از حسابرسان، افرادی مستقل از شرکت مورد رسیدگی هستند و  پرسنل موسسات حسابرسی عضو جامعه حسابداران رسمی ایران[9]هستند که عمليات حسابداری و مالی واحداقتصادی را بر اساس استانداردهای حسابداری و حسابرسی مورد رسيدگی قرار می‌دهند و گزارش خود را به مجمع عمومی صاحبان سهام ارائه می‌کنند. در واقع حسابرسان مستقل رابط ميان صاحبان شرکت(سهامدارن) و هيات مديره شرکت می‌باشند.

درحال حاضر در ايران، سازمان حسابرسی به عنوان يک سازمان دولتی، بزرگترين مؤسسه  حسابرسی است و در کنار آن ساير موسسات حسابرسی دولتی و خصوصی مشغول فعاليت می‌باشند. البته براساس بند الف ماده واحده قانون استفاده از خدمات تخصصي و حرفه‌اي حسابداران ذي‌صلاح به عنوان حسابدار رسمي، حسابداران رسمي را ذيصلاح براي انجام وظايف حسابرسي و بازرسي قانوني شركت‌هاي پذيرفته شده يا متقاضي پذيرش در بورس اوراق بهادار مي‌داند.

 

حسابدار مالیاتی

حسابداری مالياتی[10] روشی از حسابداری است که بر مسائل مالياتی متمرکز است و تمام امور و فعاليت های مرتبط با ضبط و طبقه بندی سوابق مالياتی و تنظيم اظهارنامه های مالياتی و برنامه ريزی برای اجرای تکاليف مالياتی آتی را شامل می شود.

 

حسابرس مالیاتی(ممیز) [11]

از آنجا که تعيين درآمد مشمول ماليات و مآخذ ماليات بر ارزش افزوده مکلفين به نگاهداری دفاتر و بر حسب ضرورت بعضی ديگر از پايه های مالياتی آنان (مانند ماليات دوره انحلال) از طريق رسيدگی به دفاتر و اسناد و مدارک صورت می گيرد و در موارد تشخيص علی الرأس هم مأموران مالياتی فارغ و بی نياز از مراجعه به دفاتر و اسناد و مدارک (اسناد عادی و يا اسناد موجود به صورت ناقص) نمی باشند، لذا موضوع "حسابرسی مالياتی" مطرح می شود و مأموران(ممیزان) مالياتی و يا حسابداران رسمی عضو جامعه حسابداران رسمی برای تعيين درآمد مشمول ماليات و ماليات مبادرت به اين نوع حسابرسی (که در حقيقت يکی از انواع حسابرسی رعايت است) می نمايند.

 

حسابدار دولتی[12]

حسابداردولتی می بايست علاوه بر تسلط بر اصول و موازين حسابداری عمومی، توانايی درک و اعمال و اجرای مقررات مالی قانون اساسی، قانون محاسبات عمومی کشور، قانون برنامه و بودجه ديوان محاسبات، قانون محاسبات عمومی کشور، قانون مالياتهای مستقيم، قانون کار و تأمين اجتماعی و ساير قوانين مرتبط را داشته باشد.

در تمام دستگاههای اجرايی کشور، يک واحد حسابداری يا امور مالی وجود دارد که دررأس آن شخصی به نام "ذيحساب[13]" قرار دارد که در عين حال سمت مدير کل امور مالی را نيز برعهده دارد و به همراه تعدادی معاون و کارشناس حساب، حسابدار،  جمعدار و امين اموال و غيره وظايف محوله را به انجام می رساند. در ماده 31 قانون محاسبات عمومی مصوب سال 1366 آمده است:" ذيحساب، مأموری است که به موجب حکم وزارت امور اقتصادی و دارايی از بين مستخدمين رسمی واجد صلاحيت به منظور اعمال نظارت و تامين هماهنگی های لازم در اجرای مقررات مالی و محاسباتی در وزارتخانه ها، موسسات، شرکتهای دولتی، و دستگاههای اجرائی محلی و موسسات و نهادهای عمومی و غيردولتی به اين سمت منصوب می شود  و انجام ساير وظايف مشروحه زير را نيز بر عهده خواهد داشت:

1. نظارت بر امورمالی و محاسباتي و محاسباتی ونگهداری و تنظيم حسابها بر طبق قانون و ضوابط

2. نظارت بر حفظ اسناد و دفاتر مالی

3. نگهداری و تحويل وجوه و نقدينه ها،سپرده ها، و اوراق بهادار

4. نگهداری حساب اموال دولتی و نظارت بر اموال مذکور

5. ذیحساب باید دقت و کنترل نمايد که درآمدها به ميزان مقرر در قانون و در زمان تحقق، وصول شده و در برابر دستور العملهای خزانه داری کل کشور به خزانه واريز گردد.

6. ذیحساب باید دقت و کنترل نمايد که مراحل انجام "خرج" يعنی؛ تشحيص، تأمين اعتبار، تسجيل، حواله، درخواست وجه، و پرداخت، به ترتيب و برابر مقررات و آيين نامه معاملات دولتی و قانون برگزاری مناقصات انجام و نهايتاً اسناد و مدارک مثبته لازم و کافی جهت تأييد موارد فوق از سوی مسئولين خرج به ذيحسابی ارائه شده باشد.

7. از آنجا که وزارت امور اقتصادی و دارايی مسئول تنظيم حساب کل ساليانه دولت است و ذيحسابان( يعنی مديران کل امور مالی) دستگاههای اجرايی توسط و با حکم آن وزارتخانه منصوب می شوند، لذا ممکن است به منظور ايجاد امکان تسهيل در تنظيم حساب ساليانه، در طوب ساب ضرورت ايجاب نمايد که گزارشهای مقطعی و موردی توسط وزارت دارايی از ذيحسابی ها خواسته و يا دسنور آنی جهت اجرا ابلاغ نمايد. جدا از اين، ذيحسابان مکلف می باشند در اجرای ماده 95 قانون محاسبات عمومی نسخه اول صورت حساب دريافت و پرداخت هر ماه را همراه با اصل اسناد و مدارک مربوط منتهی تا آخر ماه بعد را به ديون محاسبات و نسخه دوم آن را به وزارت امور اقتصادی و دارايی ارسال نمايد. اين صورت حساب بايد حاوی گزارش عمليات و نتيجه فعاليت های مالي  يک ماه دستگاه اجرايی باشد. گزارش ساليانه فعاليت و عملکرد دستگاه اجرايی نيز می بايست پس از اصلاح کليه حسابها و بستن آنها حداکثر تا پايان خرداد ماه سال بعد به مراجع ذيصلاح ارسال شود.

مطالب فوق برگرفته از کتاب اصول حسابداری (1): با دیدگاه اخلاقی،تالیف دکتر زهرا دیانتی دیلمی، انتشارات عدالت نوین است

 


[1] Financial accountant 

[2]  برخلاف تصور برخی که فکر می کنند فارغ التحصیلان رشته مدیریت مالی می توانند به سمت مدیران مالی شرکتها منسوب شوند.

[3] Cost accounting

[4] Management accounting / Managerial accounting

[5] Auditing

[6] Auditor

[7] Internal audit

[8] Independent auditor

[9] Iranian Association of Certified public accountant (IACPA)

[10] Tax Accounting

[11] Tax assessor

[12] Public sector accountant

[13] Controller